خدا گلچین خوبیستـــــــــــــ
روز عید هستش ولی من مثل همیشه نیومدم که به دوستان عزیزم تبریک بگم ،قلبم پر از درده و نمیتونم با این انرژی و حس ،وقتی خودم حس عید و خوشی ندارم به کسی تبریک عید بگم چون میدونم به دل کسی هم نمیشینه ،پریشب ساعت 9 که محمود اومد خونه گفت جلوی در خونه قیامته پسر 23 ساله ی همسایه روبرویی خودشو از طبقه چهارم پرت کرده پایین و پلیس و آمبولانس و مردم و .... با اونکه نه پسر همسایه یادم میومد نه شناختی ازشون داشتم خیلی ناراحت شدم و دلم برای مادرش ... دیروز صبحم وقتی داشتم میرفتم بیرون دیدم دارن حجله و پرچم میزنن و ... اینقدر توی ماشین فکرم رفت که یهو به خودم اومدم دیدم مسیر هر روزمو گم کردم و نمیدونستم اصلا کجام ،کنار خیابون پارک کردم اشکامو پاک کردم و به محمود زنگ زدم تا راهنمایی کرد و مسیر رو پیدا کردم،دو روز سردرد امونمو بریده بود که دیشب ساعت 12:30 شب قبل از خاموش کردن کامپیوترم تو وبلاگ دوستی خوندم که نسیم عزیزم مامان رزگل متاسفانه همسرش رو از دست داده ،نسیم مهربونم محمودش رو از دست داد ،پدر رزگلی که فقط چند روز مونده بود به تولد یکسالگیش (29 مهر)،نسیم این ماههای اخیر خیلی اذیت شد و ذره ذره با غم و درد همسری که عاشقانه دوستش داشت و براش همه چیز بود ،درد کشید و خدا رو صدا کرد ،منم خیلی خدا رو صدا زدم و تمام مولودی های شعبان امسال رو به نیت شفای محمود نسیم و رزگل رفتم،ولی انگار خدا نشنید ،خدای بزرگ و مهربون صدای مارو نشنید ،اعصابم داغونتر از اونه که الان کلماتی مثل قسمت بود و حکمت و ... ذره ای از غمم کم کنه متاسفانه ،دیشب از صدای گریم محمود بیدار شد اونم در جریان بود و ناراحت شد و بهم گفت تو کم سردرد نمیکشی جای تسکین دادن به دوستت خودتم ... بهش گفتم چقدررررررررررر آدمیزاد بی زور و بی توانه حتی نمیتونم ذره ای تسکین برای این غم بزرگ باشم ،چقدر دردناکه وقتی کاری ازت برنمیاد و باز های های ... خیلی ناراحتم دیشب تا حالا مثل مرغ بال و پر کنده دارم بال بال میزنم و حتی توان تلفن زدن و تسلیت گفتن ندارم ،چند دقیقه پیش یکبار شمارشو گرفتم و قطع کردم که خواهرش بهم زنگ زد و گفت نسیم حالش خوب نیست ،تسلیت گفتم٬ رزگل و نسیم رو بهش سپردم و گوشی رو قطع کردم و باز های های گریه ....................
عجب رسمیه رسم زمونه
قــصــهء بـرگ و بـاد خزونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
کجاست اون کوچه چی شد اون خونه
آدمـــاش کـــجــان خـــدا مــی دونــه
بـوتـه یـاس بابا جون هنوز
گوشه باغچه توی گلدونه
عـطـرش پــیــچیـده تا هـفـتــا خونـه
خـــودش کجـاهـاست خدا می دونـه
مـــی رن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گـوشــه تـاقــچــه تـوی ایـوونـه
خودش کجاهاست خدا می دونه
خودش کجاهاست خدا می دونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
پـرســیـد زیـر لـبیـکـی با حـسـرت
پـرســیـد زیـر لـبیـکـی با حـسـرت
که از ما بعدها چی یادگاری به جا می مونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه 
نسیم عزیزم از طرف خودم و محمود و دنیای وبلاگستان و دوستانت٬ این غم بزرگ رو به خودت و خانواده ی محترمت تسلیت میگم،ما رو در غم خودت شریک بدون گلم ،متاسفانه این رسم زمونه ایست که هیچ کاریش نمیشه کرد و چه دلمون بخواد و چه دلمون نخواد برای هممون (با اونکه اعتقادی به بعضی کلمات و جمله های کلیشه ای ندارم ولی به حرمت اونایی که اعتقاد دارند ،دور از همه ی خونه هاااااا)پیش میاد و جز همدردی کاری ازمون برنمیاد،دوست خوبم ببخش که توان کم کردن غمت رو ندارم و ... ولی از صمیم قلبم برای آرامش قلب پردردت و سلامتی خودت و رزگل عزیزم دعا میکنم ،خداااااا ٬اگر چه بعضی وقتها صدامونو خوب نمیشنوه ولی بازم همیشه هست دوستم، مطمئنم هرگز تنهاتون نمیزاره ...........

عجب رسمیه رسم زمونه
قــصــهء بـرگ و بـاد خزونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
کجاست اون کوچه چی شد اون خونه
آدمـــاش کـــجــان خـــدا مــی دونــه
بـوتـه یـاس بابا جون هنوز
گوشه باغچه توی گلدونه
عـطـرش پــیــچیـده تا هـفـتــا خونـه
خـــودش کجـاهـاست خدا می دونـه
مـــی رن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گـوشــه تـاقــچــه تـوی ایـوونـه
خودش کجاهاست خدا می دونه
خودش کجاهاست خدا می دونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
پـرســیـد زیـر لـبیـکـی با حـسـرت
پـرســیـد زیـر لـبیـکـی با حـسـرت
که از ما بعدها چی یادگاری به جا می مونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه

روح تمام عزیزای تازه از دست رفته شاد ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 12:26 توسط مامان نوشین
|
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.