هستی، با حجاب ميشود
هفته اي كه گذشت،
برامون خيلي پر كار بود و مني كه به زور استخر ميرفتم تقريبا هر روز از خونه در اومدم و محمودم زودتر ميومد، تا به كارامون كه تقريبا همش مربوط به هستي ميشد برسيم .![]()
روي هم رفته ده دوازده تا مدرسه تا حالا رفتيم و ديديم .......
شنبه عصر تو مدرسه منان و شكوفه هاي دانش كه هستي تو آزمونشون قبول شده بود ،به مدت دو هفته جا رزرو كرديم تا نتيجه سه مدرسه ديگه اي كه هر سه نسبت به اونا اولويت داره و دو زبانه است بيايد و اگر اون سه تا رو قبول نشد با تحقيق بيشتر (از اوليا بچه ها بايد بپرسم)يكي از اون دوتا رو ثبت نام نهايي كنم.![]()
امروز تو مدرسه سعادت آباد آزمون داد كه قراره خانم روغني مسئول خيلي خوش برخوردش(خيلي خوشم اومد)برام پارتي بازي كنه و نتيجه رو فردا بگه..........
و پنج شنبه ساعت 11 صبح تو مجتمع آموزشي آفرينش (شهرك غرب)كه از پيش دبستاني تا پيش دانشگاهي داره ،وقت آزمون داره كه قراره همون روز نتيجه رو بگن،مدير مهدشون چند روز پيش زنگ زد و خيلي از اين مدرسه دو زبانه تعريف كرد و من خودم چهارشنبه رفتم و خيلي از محيطش و بزرگي مدرسه و ........خوشم اومد
و از لحاظ مسير هم خيلي بهمون نزديكه،مدرسه سوده هم هنوز براي آزمون تماس نگرفته و منتظريم.![]()
روي هم رفته خيالم خيلي راحت تر شده(به خاطر ثبت نام تو دو تا مدرسه كه گفتم)و الان اولويت به اينصورت:1.مجتمع آفرينش۱.سعادت آباد ۲.مجتمع سوده ۳.منان يا شكوفه هاي دانش
سه تا مدرسه اولويتمون هنوز هيچي معلوم نيست و تقريبا تا ده روز ديگه همه چيز مشخص ميشه و خيال ما و شما كه خيلي اذيتتون كرديم راحت ميشه..................![]()
![]()
پنج شنبه، رفتيم تولد عمو فريبرز ،دوست بابا محمود ،كه 36 سالگيشو جشن گرفته بود
و روي هم رفته خوش گذشت و هستي حسابي كيف كرد.
اينم عكساي اون روز و اون شب هستي خانوم:![]()

![]()

(تا رفتيم تو ٬موهارو انداخت اونور و شد ايني كه ميبينيد و حسابي منو......
انگار من اصرار كرده بودم كه بايد مو بزاري
)

![]()
جمعه هم،
بعد از يك ماه و نيم(روز اول عيد )رفتيم خونه مادر شوهر عزيز
و تا ساعت 12 شب اونجا بوديم و ..................![]()
راستي چهار شنبه هستي رو برديم عكاسي و براي مدرسه عكس با حجاب انداختيم كه دو ساعته حاضر شد،اينم همون عكس..............![]()
![]()
![]()
![]()
مدير رو ميگين٬ خيلي كيف كرد و هستي خانوم حسابي خودشو تو دلش جا كرد
٬من و محمود هم ٬كه كاملا تعجب كرده بوديم تو دلمون قند آب ميشد و از ته دل از زحمات مدير مهدشون و مربي هاي مهربونشون ممنون شديم٬فكر نميكنم قيافه هستي زماني كه گفت :ماي مامي ايز فلاور ٬هيچ وقت فراموشم بشه![]()
نمیدونی تو این یکسال چه لطفی در حق من کردی و منو با چه دنیای قشنگ و مهربونی آشنا کردی
منی که دوستان زیادی نداشتم٬ الان یه عالمه دوست مهربون و دوست داشتنی دارم که بهشون افتخار میکنم و خیلی دوستشون دارم
باورم نمیشه از نصف شب تا حالا ۴۵ تا کامنت داشتم و این خیلی منو شاد و سر حال میکنه
نمیدونم تا کی نوشتن رو ادامه میدم ولی بدون تو این یکسال خیلی چیزا توسط تو یاد گرفتم که به همین یکسالشم می ارزه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پی نوشت ۳(ساعت ۳:۴۵ روز دوشنبه):الان خانوم روغنی مسئول ثبت نام مدرسه سعادت آباد زنگ زد و گفت هستی خانوم در آزمون مدرسه شون قبول شده ٬ومن الان خیلی خوشحالم وبلافاصله بعد از تلفن به محمود و مامانم اومدم تا به شما هم خبر بدم تا خوشحال بشید![]()
هستی مامان٬ آفرین به تو که٬ تو این مدرسه که آزمونش هم آسون نبود(کامپیوتری)قبول شدی عزیز دلم٬دوست داریم و یه تولد خوشگل٬جمعه٬ ۲۰ اردیبهشت(۱۶ اردیبهشت تولدشه)برات میگیریم که کیف کنی![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.