ماجراهای مدرسه هستی خانوم و پي نوشت چهار شنبه
ببخشيد كه يه كم تو نوشتن تنبل شدم ،
آخه ميخوام يه كم از اعتيادم به نوشتن كم كنم و از اين به بعد كه دوباره دارم كلاس ميرم، وقت بيشتري براي كارام داشته باشم،
اما مطمئن باشيد مثل گذشته تند تند به وبلاگاي قشنگتون سر ميزنم و نظر ميزارم................![]()
بعضي هاتون از بيتا و دو قلوها پرسيده بودين كه بايد بگم خدا رو شكر هيچ مشكل خاصي ندارن جز اينكه بيتا فعلا دسترسي به اينترنت نداره
و نميتونه بياد بهتون سر بزنه و آپ كنه ولي حتما وقتي بتونه آپ كنه براتون در موردش توضيح ميده،و بايد بگم دلش براتون تنگ شده و به همتون سلام گرمي رسوند![]()

البته هفته پيش رفتم مهدشون و كلي پرس و جو كردم ،مدير مهد ميگفت هستي هم خيلي باهوش و هم دختر خود ساخته اي هستش و سعي كنيد مدارس دولتي(كه يكي بيشتر هم منطقه اش بهمون نميخوره)ثبت نامش كنيد كه دوباره من و محمود رو كلي دو دل كرد
و به پيشنهاد يكي از دوستام كه ميگفت بهترين راهنما٬ اوليا بچه هاست ،ديروز رفتم دم در مدرسه دولتي كه بهمون نزديكه و خدا رو شكر فهميدم همه از معلمها و كادر مدرسه خيلي راضي هستند و تنها ايرادی که به اين مدرسه میشه گرفت رو ٬شلوغ بودن كلاسها دونستند و گفتند اين مدرسه تو منطقه يكي از بهترينهاست و دو روز در هفته بعد از ساعت درسي آموزش زبان انگلیسی هم داره،
يكم خيالم راحت شد و از اونجا رفتم مدرسه راه رشد كه هستي فردا آزمون داره و شنيده بودم از بهترين مدارس غير انتفاعي هستش و كمي سختگير و .....![]()
از شانس من يكي از اوليا زودتر اومده بود بچشو ببره دكتر كه جلوش سبز شدم و سوالامو ازش پرسيدم،
گفت كه دو تا دخترش اونجا درس ميخونن(كلاس اول و چهارم دبستان)و اين مدرسه با بقيه مدارس غير انتفاعي خيلي فرق ميكنه چون هم مجتمع آموزشي معتبري هستش و هم از مهد كودك تا دبيرستان داره و از برنامه هاي روتين مدرسه، كلاس زبان هر روزه (كه دخترش تو چهارم دبستان خيلي روان صحبت ميكنه)كلاس شنا(دخترش سوم دبستان غريق نجاتيشو گرفته)،سفال ،نقاشي،و......كه واقعا همشون با اموزش عالي انجام ميشه و ميگفت غذاي ظهرش عاليه
و دخترا خيلي دوس دارن و.......در آخر ازش پرسيدم ،پس سختگيري شون براي چي هستش؟؟
گفت:قانون خاص خودشون رو دارن و بچه ها كاراشون رو بايد برنامه ريزي كنن و هر لباس و كفش و كيف و لوازم فانتزي نميزاره بچه ها بيارن،هر خوراكي (چيپس و پفك و سوسيس و كالباس)نميزاره بچه ها ببرن و روي غيبت و تاخير حساسه و..............همه اينا رو كه گفت تازه بيشتر خوشم اومد و روي هم رفته خيلي راضي بود.![]()
نميدونم چرا بعضي ها در مورد مدارس غير انتفاعي ،فكر ميكنن خانواده ها فقط براي نمره گرفتن و.....
بچه شونو اونجا ميزارن در حالي كه يه بچه دبستاني چرا بايد نمره بگيره و قبول بشه؟؟؟؟
همه که یه جور فکر نمیکنن
٬؟؟از چند نفر پرسيدم
،بهم گفتن از بس مدرسه هاي الكي و پولكي زياد شده همه اينجوري فكر ميكنن در صورتي كه من به دلایل خاصی( اولا٬ سه تا از بهترينها رو براي هستي انتخاب كردم كه خيلي ها ميشناسنشون و اگر نتونم اونجا بنويسم حتما دولتي ميزارم بره،ثانيا٬ به خاطر كلاس زبان و آموزشهايي كه تو همون ساعت درسي برگزار ميشه و ديگه بچه مجبور نيست بياد خونه و ناهار بخوره و راه بيفته و مثلا كلاس زبان يا....بره كه بيشتر هم خسته ميشه و براي خونواده ها هم بردن و آوردن و.....مشكل تر هستش،
ثالثا ٬كلاسهاي 45 نفره مدارس دولتي كه معلم واقعا كمتر ميتونه به بچه ها، اونم دبستان، رسيدگي كنه ،رابعا٬ بيشتر تكاليفشون رو تو مدرسه انجام ميدن و اين خيلي بهتره ،چون روشها فرق كرده و ما زياد از درساشون سر در نمياريم،
)ميخوام غير انتفاعي بره و گرنه هيچ دليل ديگه اي نداره كه بعضي ها خجالت هم نميكشن و هر چي فكر ميكنن به زبون ميارن
كه مثلا خنگا ميرن غير انتفاعي و يا براي كلاس گذاشتن داريد بچه تون رو ميزاريد غير انتفاعي و..........
منم تصميم گرفتم ديگه به حرف هيچ كس اهميت ندم و اون كاري رو بكنم كه فكر ميكنم درسته و..........![]()
بگذريم ٬مثل اينكه اين پست همش از مدرسه گفتم،بايد ببخشيد كه خستتون كردم
،آخه خيلي فكرمو مشغول كرده و دلم ميخواد بهترين تصميم رو براي هستي بگيرم.............![]()
پي نوشت 1: 16 ارديبهشت تولد 6 سالگي هستي
و من با اونكه زياد حوصله تولد گرفتن ندارم و پارسال هم تو مهد براش جشن گرفتم ،
به خاطر روز شماري خودش هم كه شده بايد يه كارايي بكنم،
هر روز ميگه چند روز مونده به ارديبهشت و كيا رو ميخواي تولدم دعوت كني و خودش هم به هر كي ميرسه دعوت ميكنه ....
خدايا خودت حوصله و انرژي مو زياد كن.![]()
پي نوشت 2:هفته پيش رفتم و 12 جلسه استخر تفريحي براي روزهاي زوج ثبت نام كردم كه مجبور بشم برم
ولي تا امروز كه جور نشده برم.......
فكر ميكنم خيلي بهش احتياج دارم.![]()
پي نوشت 3:هستي خانوم امروز يه آهنگ جديد براي فولوت گرفته كه تمرين كنه
و بايد بعد از حموم باهاش كار كنم
٬ حسابي بايد خودش رو براي كنسرت خرداد ماه آماده كنه.![]()
پي نوشت 4:كلي تو عكساي فروردين ماه گشتم و يكسري عكس آماده كردم كه براتون ميزارم و اميدوارم خسته نشين.......![]()
پي نوشت 5:براي موفقيت هستي عزيز من و همه بچه هاي گلمون صميمانه دعا كنيم....![]()

![]()

![]()
![]()



![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پي نوشت چهارشنبه ساعت 12:30 ظهر:الان ٬هم من و هم بابا محمود٬ از دست هستي خيلي ناراحت و دلخور هستيم ،آخه ميدونيد چي كار كرده؟؟؟؟؟بزاريد از اولش بگم:![]()
من كه اينقدر دلشوره داشتم،محمود گفت من ميرم صبح شركت و يه كاري رو انجام ميدم و ميام خودم هستي رو ميبرم آزمون
و از اونجايي كه گفته بودن فقط يكي از والدين بيان ،منم قبول كردم و ساعت 9:45 صبح در حالي كه كلي با هستي خانوم در مورد مهم بودن جواباش صحبت كرده بوديم و شعرهاي فارسي و انگليسي و...............وهمه چيز رو چك كرده بوديم همراه بابايي رفت مدرسه راه رشد براي آزمون
و از اون موقع به بعد من و بابايي از طريق اس ام اس با هم در ارتباط بوديم و دل تو دلم نبود...
ساعت 9:50 دقيقه تا 11:15 هستي و بقيه رو براي آزمون از خونواده ها جدا كردن و.......![]()
ساعت 11:30 محمود عصباني زنگ زد كه اين دختر بايد همون مدرسه دولتي بره اينجا كه فكر نميكنم قبول بشه،منو ميگيد؟؟؟؟؟؟
پرسيدم چرا؟؟؟؟
محمود گفت :گفتن شعر بخون گفته بلد نيستم،گفتن 10 با 1 چند ميشه؟؟گفته بلد نيستم و..........
من كه اينقدر ناراحت شدم كه ديگه نفهميدم چي شد تا خواستم بگم ٬نميخواد ببريش مهد بيارش خونه تا من......ديدم محمود قطع كرده و هر چي هم زنگ زدم ديگه جوابمو نداد............
زنگ زدم به مهد و ازشون گله كردم كه مگه شما بچه ها رو آماده نكردين واسه آزمون مدارس؟؟؟؟
كه گفتن همه بچه هاي ما حاضر هستن و كلي هم باهاشون صحبت كرديم و..........
حتما هستي هول شده چون حداقل 20 تا شعر حفظ شده،گفتم منم ميدونم بلده،چون صبح يكيشو اينقدر خوند كه ما هم حفظ شديم،فقط ازتون ميخوام صداش كنيد و ببينيد چرا اينجوري جواب داده؟؟؟؟ما بهترين كيسمون رو از دست داديم و.........![]()
الانم اصلا نميتونم از جام بلند شم،
تو رو خدا مسخره ام نكنيد،
منم ميدونم بچه اينقدر ارزش فداكاري و زحمت پدر و مادر رو نداره و.................
باور كنيد شما هم اگه جاي ما بوديد ميسوختيد كه بچه تون از سه سالگي مهداي خوب و دو زبانه بره اونوقت بگه من يه شعر فارسي بلد نيستم و.......
مسافرتتون رو عقب بندازين تا بچه تون رو همون روز اول ثبت نام كنيد و اون تمام زحماتتون رو به مسخره بگيره و......
شما حاضر باشيد حدود ........براي مدرسه غير انتفاعيش هزينه كنيد و اون قدر ندونه و......
ميدونيد اگه واقعا سوالايي كه بلد بود جواب ميداد و قبول نميشد ،اينقدر از دستش ناراحت نميشديم ٬دلم از اين ميسوزه كه هر چي پرسيدن گفته بلد نيستم و......ميخواد منو دق بده .![]()
هر چند نتيجه رو هفته ديگه زنگ ميزنن و خبر ميدن
ولي ما از حالا ميدونيم نتيجه چيه و خيلي خيلي دارم عذاب ميكشم كه چرا هستي...............
دارم تصميم ميگيرم واسه
آزمون دو مدرسه ديگه نبرمش و بزارم همون دولتي دم خونمون بره،مامانم ميگه غصه نخور ،حتما حقش همينه،خودتو واسه بچه هلاك نكن و.........![]()
شايدم براش تولد نگيرم تا اونم حسابي مثل امروز من و محمود كه جواب تلفنمو نميده(انگار من گفتم جواب نده)بسوزه و دل منم خنك بشه،اومدم اينجا نوشتم تا هم كمي آروم بشم
و هم خودش بعدها بدونه كه با لوس بازي خودش موقعیتهای خوبشو از دست داده نه سهل انگاری ما................![]()

من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.