سفرنامه ی هستی به آ ن ت ا لی ا
ما هم خدا رو شکر بد نیستیم ،یه سفر یهویی(آنتا ل ی ا) هم برامون جور شد که رفتیم و ...![]()
سعی میکنم یه سفرنامه برای هستی بزارم که براش بمونه ،خودش که منتظره و هنوز خستگی در نکرده میگه مامان سفرنامه ام رو بنویس که خاطراتش فراموش نشه ... ![]()
ما ساعت 8 صبح روز پنجشنبه هشتم فروردین پرواز داشتیم به اس پ ارت ا که یه فرودگاه فوق پیش پا افتاده و بی امکانات بود و اینجوری که گفتن فقط پرواز ایرانی ها برای آنتا ل ی ا اونجا انجام میشه
که تا آ ن ت ا ل یا حدود سه ساعت با اتوبوس راه بود (من اینو اونجا فهمیدم البته ،اینجا بهمون گفتن حدود 40 دقیقه تا هتلتون تو ک م ر(کریستال دلوکس) اتوبوس سواری دارید ولی دقیقا همون سه ساعت بود)،ساعت 9:30 به وقت ت ر کیه رسیدیم فرودگاه و بعد از سه ساعت اتوبوس سواری حدود ساعت 1:30 ظهر رسیدیم هتل،روز 14 فروردین هم ساعت 1:30 ظهر به وقت تهران هم رسیدیم فرودگاه تهران،سفر خوبی بود هوا عالی بود، منطقه ی کمر سرسبز و قشنگ بود
، بیشتر توی هتل بودیم و دو سه تا تور هم رفتیم(تور شهر،تور آکواریوم و مینی سیتی،تور کشتی موبیدیک ،کنسرت شا د م هر و تور موتور سواری تو جنگل و صحرا(کوآت سفری)که هستی و باباش دوتایی رفتن)،خرید هم چیزی نگم بهتره چندتا مرکز خرید با تور رفتیم و خودمونم اطراف هتل تو ک م ر چرخی زدیم، ولی برعکس تمام سفرهامون چیزی که بهش بشه بگه خرید انجام دادیم ندادیمممممم
، چون با پول ما ...
بقیه ی توضیحات بمونه زیر عکسهای هستی شیرین مامان، که تو این سفر نسبت به سفر دوسال پیش خیلی بهتر و خانومتر بود ...![]()
ما ساعت 8 صبح روز پنجشنبه هشتم فروردین پرواز داشتیم به اس پ ارت ا که یه فرودگاه فوق پیش پا افتاده و بی امکانات بود و اینجوری که گفتن فقط پرواز ایرانی ها برای آنتا ل ی ا اونجا انجام میشه که تا آ ن ت ا ل یا حدود سه ساعت با اتوبوس راه بود (من اینو اونجا فهمیدم البته ،اینجا بهمون گفتن حدود 40 دقیقه تا هتلتون تو ک م ر(کریستال دلوکس) اتوبوس سواری دارید ولی دقیقا همون سه ساعت بود)،ساعت 9:30 به وقت ت ر کیه رسیدیم فرودگاه و بعد از سه ساعت اتوبوس سواری حدود ساعت 1:30 ظهر رسیدیم هتل،روز 14 فروردین هم ساعت 1:30 ظهر به وقت تهران هم رسیدیم فرودگاه تهران،سفر خوبی بود هوا عالی بود، منطقه ی کمر سرسبز و قشنگ بود
، بیشتر توی هتل بودیم و دو سه تا تور هم رفتیم(تور شهر،تور آکواریوم و مینی سیتی،تور کشتی موبیدیک ،کنسرت شا د م هر و تور موتور سواری تو جنگل و صحرا(کوآت سفری)که هستی و باباش دوتایی رفتن)،خرید هم چیزی نگم بهتره چندتا مرکز خرید با تور رفتیم و خودمونم اطراف هتل تو ک م ر چرخی زدیم، ولی برعکس تمام سفرهامون چیزی که بهش بشه بگه خرید انجام دادیم ندادیمممممم
، چون با پول ما ...
بقیه ی توضیحات بمونه زیر عکسهای هستی شیرین مامان، که تو این سفر نسبت به سفر دوسال پیش خیلی بهتر و خانومتر بود ...![]()

سرسره آبی هتل(روز اول)![]()

ویوی استخر هتل و دریا از طبقه ی چهارم![]()

آکواریوم آن تالی ا![]()

هستی در تونل آکواریوم![]()

هستی در مینی سیتی(ماکت تمام ساختمونها و مکانهای مهم و زیبای ت ر کیه
)

ش ا د مهر غرق در دود (به زور دیده میشد تو صحنه حتی برای ما که ردیف 5 نشسته بودیم)![]()

روز یکشنبه تور کشتی موبیدیک![]()

کشتی دزد دریایی که اونم کنار کشتی ما مسافر ایرانی سوار کرده بود و با هم رفتیم و برگشتیم![]()

مدیونید اگر فکر کنید من از این دسرا هر وعده میخوردم و وزن اضافه کردم و ...![]()
لب به برنج و نون و ... نزدم ولی از شیرینی و دسر نتونستم ...![]()
اینم از سفرنامه ی نوروز 92 برای دختر گلم و دوستان خوب و مهربونش![]()

پی نوشت :نوروز هم گذشت و تموم شد ،تقریبا یکماهه درس و مدرسه تقریبا تعطیل شده و هستی خانوم بسیار از درس فاصله گرفته و حتی امروزم که اومدیم خونه ی پدرجون اینا(پدر جون هم دیروز صبح از مکه برگشت)،کتابا و تکالیفش رو عمدا جا گذاشت که انجامشون نده و ...
از روز شنبه باید خیلی سفت و سخت بشینه سر درس و کتاب که تا به خودش بجنبه وقته امتحانای پایان ترم و ...
امروزم برام اس اومد که فردا آزمون ق ل م چی برگزار میشه که قبول نکرد بره آزمون بده و منم بهش اصراری نکردم٬چون میدونم آمادگی نداره و از طرفی حساسم هست و نتیجه ی بد میتونه اذیتش کنه ...![]()

باران رحمت آفریدگار ، نمی تواند بر قله های تکبر جمع شود ،
اما به سهولت در دره های تواضع جاری می گردد ...![]()

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم
که چه می کنی؟
کجایی؟
در چه حالی؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم:
تنهاییت برای من
غصه هایت برای من
همه ی بغض ها و اشک هایت برای من
تو فقط بخند
آنقدر بلند که من هم بشنوم
صدای خنده هایت را
صدای همیشه خوب بودنت را….! ![]()

پروردگارا…
آن کسانی که همین الان مشغول خواندن این متن زیبا هستند ، چون دلی زیبا دارند
درجه یک اند ، چون تو دوستشان داری و بهشان نظر کردی
قدرتمند و قوی و استوارند ، چون تو پشت و پناهشان هستی
خدایا…
از تو می خواهم کمکشان کنی زندگیشان سرشار از همه بهترینها باشد
خواهش می کنم بهشان درجات عالی دنیوی و اخروی عطا بفرما
و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته اند آنگونه که به خیر و صلاحشان هست برسند .
خدایا…
در سخت ترین لحظه ها یاریگرشان باش
تا همیشه بتوانند همچون نوری
در تاریک ترین و سخت ترین لحظه های زندگیشان بدرخشند
و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزند
خداوندا…
همیشه و هر لحظه آنها را در پناه خودت نگهدار
ای خدای بزرگ…
هر وقت به تو احتیاج داشتند دستشان را بگیر
حتی اگر خودشان یادشان رفت بیایند در خانه ات و از تو کمک بخواهند
خدایا…
کاری کن این را با تمام وجود درک کنند که
“هر آن هنگام که با تو و در کنار تو گام بر می دارند
و گنجینه توکل به تو را در دلشان نگه داشته باشند
همیشه و در همه حال ایمن خواهند بود”
الهی امین ![]()
شاد و برقرار باشید![]()
کامنتهای پست قبل هم تایید خواهد شد ....![]()
توجه: هر کامنتی تایید نمیشه ،لطفا سراغ کامنتهای تایید نشدتون رو نگیرید ...
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.