سه روز اول عید و هستی خانوم
سلام به همه مامان و باباهای مهربون
و بچه های گلشون،
بازم عیدتون مبارک....
این سه روزی که گذشت روی هم بد نبود و هستی خانوم٬ کلی کیف فرمودن و شیطونی کردن که ما هم کلی عکس از خانومی انداختیم که براتون میزارم.![]()
واقعا دید و بازدید عید کمی خسته کننده است
و منی که هیچ وقت تو عید مسافرت نمیرم، شاید بعد از دهم عید یه مسافرت سه روزه بریم که از هوای بهاری و گشت و گذار هم بی نصیب نمونیم ،
از شما هم میخوام که جاهای تفریحی و قشنگ تهران خودمونو بهم یادآوری کنید که تا نرفتیم اونا رو هم بگردیم....![]()
پنج شنبه صبح ،رفتیم خونه مادر شوهر و بعد از عید دیدنی با هم رفتیم خونه خاله محمود که نو عید داشتن و دوباره برای ناهار برگشتیم خونشون و عصر هم به خونه مادر بزرگ من و دایی من و مادر جون (شام)رفتیم
که خاله بیتا و دایی رضا و سمیرا جون هم بودند،
نکته جالب این که تازه من از روز اول عید فهمیدم هستی تمام رقصهای کشور ها ٬به خصوص عربی رو خیلی خوب یاد گرفته
و از خونه مامان محمود شروع کرد به رقصیدن و هر جا رسیدیم آهنگ عربی گذاشتن و خانومی رقصید (که خیلی هم قشنگ رقصید، طوری که کلی شگفت زده شدیم
)اینم عکسای روز اول عید:![]()
جمعه هم ،برعکس سالهای پیش که دوم عید سرمون شلوغ بود ،هیج جا جور نشد بریم ،
ما هم با دایی رضا و سمیرا جون که اومدن خونمون عید دیدنی٬ رفتیم سیرک ایتالیا تو پارک پردیسان که خیلی خوب بود و همگی خوشمون اومد
و کلی هم عکس انداختیم،بعدش هم دایی و سمیرا جونو بردیم شام بیرون و ساعت 12 شب اومدیم خونه،
که اینم عکسای روز دوم عید:![]()
امروز شنبه هم،ساعت 3 از خونه در اومدیم و سه جایی هم عید دیدنی رفتیم
و ساعت 8 شب رسیدیم خونه ،
که اینم عکسای روز سوم عید:![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.