سلام به دوستان مهربون و عزیزمون٬انشالا که تعطیلات خوبی رو گذرونده باشید٬ما جمعه صبح حرکت کردیم به سمت نمک آبرود و بعد از گذروندن یک جاده ی پر ترافیک و خسته کننده بالاخره رسیدیم به مقصد و هنوز در سفر هستیم٬لپ تاپم رو آوردم و از همینجا یه پست براتون میذارم ٬حرف زیادی برای نوشتن ندارم و بیشتر پستمون تصویری هستش 

 

 مامان فداش بشه هر چی گفتم یکی دوتا آرزو بریز توش که سنگین نشه گوش نداد گفت آرزوهام خیلی بزرگ و زیاده٬خیلی خوشحال بود ولی قبل از بالا رفتن شمع مخصوصش یهو افتاد و خاموش شد٬منو محمود کلی خندیدیم که حتما آرزوهات زیاد و سنگین بود و ...٬ولی خودش اینقدر ناراحت و پکر شد که خدا میدونه تا بالاخره محمود قول داد یکی دیگه براش بخره که هنوزم نخریده

دقیقا از همون شنبه ساعت ۱۲ شب گفت دلم درد میکنه و استفراغ تا خود صبح٬اینقدرم از مریضی و دکتر و آمپول میترسه که خدا میدونه ولی هر طور بود امروز صبح محمود بردش دکتر و بعد از زدن سرم و آمپول آوردش هتل و تقریبا تا پنج عصر حالش خوب نبود و همشو خوابید٬اما خدا رو شکر از اون به بعد بهتر شد و همراه محمود دو سه ساعتی کنار دریا اسب سواری و ماشین سواری و تاب بازی و ...

 یکشنبه عصر بعد از یکروز سخت برای هستی خانوم

آهان اینجا تازه اومده پایین و حالش بهتر شده٬رفته بود زمین بازی که من هوس آش رشته کردم و به محمود گفتم یه آش برام بخر تا هستی نیومده بخورم ٬امروز معدش پر نشه با این چیزا بهتره٬ همون ماست و برنج ساده فقط بخوره امروز٬هنوز دو سه قاشق نخورده بودم هستی اومد٬یه جوری به آش من نگاه میکرد و ضجه میزد که اگر بهترین غذاها رو میخوردم نمیکرد(عاشق آش و سوپ و آبگوشت و کوفته و میرزا قاسمی و ....بیزار از کباب و مرغ و ...)این عکس شکار لحظه های محموده٬بعد یهو به من گفت مامان الهی کوفت بخوری که جلوی من آش میخوری و بغض کرد٬وایییییییییی منو میگی آش تو گلوم گیر کرد کاسه رو گذاشتم اونور و گفتم مرسی دخترم از دعای خیرت ٬من دیگه نمیخورم از گلوم پایین نمیره٬ ولی یادته من تو سرعین رفتم زیر سرم شما خودت رفتی سلف سرویس شام خوردی و ...گفت باشه تو اونموقع درمانگاه بودی جلوی شما که نخوردم٬دیگه محمود هر کاری کرد لب نزدم ٬به هستی گفت خیلی حرف بدی زدی یعنی حالا ما بگیم بخور میخوری با اون حالت؟؟؟گفت آره

 

بدون شرح (اشکش معلومه تو عکس)

هدف از گذاشتن این پست٬ تبریک تولد حضرت علی(ع) و روز پدر و روز مرد بود

اول از همه به تمام پدرای خوب و مهربون٬ روز پدر رو تبریک میگم و براشون سلامتی آرزومندم٬مخصوصا بابای خودم که فردا عازم سفر یکماهه هستش و امیدوارم به سلامتی بره و برگردههههههههه و بابای هستی خانوم که یک پدر خوب و زحمتکش و دوست داشتنیه

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

دوم٬روز مرد رو به تمام مردان و همسران باوفاااااااااااااااا و با گذشت و مهربان٬تبریک میگم ٬به خصوص محمود با گذشت و مهربان و ....

 روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک مردددددددددددددددد

مرد شدن حاصل یک لقاح اتفاقی ست !

اما مرد بار آمدن و مرد زیستن ،

حاصل تلاش و غلبه بر سختی هاست ...

و مردی جاودانه شدن ،

حاصل یک عمر نیک نامی ست ...!

" روز مرد بر مردانِ مرد سرزمینم خجسته باد "

سوم هم٬ولادت با سعادت حضرت علی (ع) رو به تک تک مسلمانان دنیا ٬مخصوصا دوستان عزیز وبلاگی و خوانندگان خوب و همیشه همراهمون تبریک میگم و براشون یک دنیا شادی و سرور آرزومندم

دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم

عیدتون مبارکککککککککککک

شاید تو سکوت میان کلامم باشی

دیده نمی­شوی

اما من

تو را احساس می­کنم

شاید تو هیاهوی قلبم باشی

شنیده نمی­شوی

اما من

.................تو را نفس می­کشم....................

عکس هنری از غروب شنبه شب ٬کار خودممممممممم٬تقدیم به شمااااااا

راستی در مورد پکیج هدیه ی روز مرد و پدر خودم و هستی٬ که قبل از سفر بهش دادیم بعدا براتون مینویسممممممممممممممممممممممم٬الان دیگه نزدیکه ۳ نیمه شبه و منه مسافر بیدار٬ صبحانه ی هتل هم تا ساعت ده صبح تماممممممم ....

همیشه شاد و برقرار باشید

ستاره هااااااااا