امروز صبح يه مادر شوهر نمونه و فرشته صفت ساعت 4 صبح در سن حدود 48 سالگي به رحمت خدا رفت.

نسترن عزيزم، دختر خاله مهربونم كه هفته پيش مهمونم بودي و كلي بهمون خوش گذشت،در گذشت مادر شوهر خوب و مهربانت را كه مثل مادرت دوستش داشتي، به تو عزيز و شوهر داغ ديده ات كه در نوجواني پدرش را هم از دست داده بود ،صميمانه تسليت ميگويم و خود را در غمتان شريك ميدانم.

امیدوارم روحش شاد و قرین رحمت ایزد منان مطمئن هستم الان از اون همه درد و عذاب راحت شده و به آرامش رسیده            

نوشین نوشت:موندم اينهمه مادر شوهر بد جنس و ......دارن راست راست راه ميرن اونوقت بايد اين فرشته مهربان بعد از آن مريضي سخت(سرطان)به ملكوت اعلا بپيونده،راست ميگن كه خدا گلچينه....... 

 

ميگن مهمون حبيب خداست و من هنوز از مهموني هفته پيش خستگي در نكرده،فردا شب مادر شوهر عزيز و برادر شوهر جان با دو تا وروجكش ،شام ميان خونه ما و من هر چي ميخوام كاراي عيدمو شروع كنم نميشه.....

تو هفته گذشته هم اتفاق خاصي جز درد و مريضي براي من نيوفتاد و هستي خانوم هم خوبه و هر روز تمرين فولوت ميكنه(البته به قيمت جون من)و خودشو براي جشن 24 اسفند آماده ميفرمايد،البته امروز كارت دعوت همراه طلب 30 هزار تومان بابت برگزاري جشن از مهد دريافت كرديم....

امروز حرف زياد نميزنم و عكساي لباس محلي هستي رو که در جشن باید بپوشه (دختر شمالي )،براتون ميزارم،كه البته32000 تومان هم بابت اون داديم و قراره لباس كشور روسيه هم براش بدوزن كه هنوز آماده نشده،لباس فرمشون هم بليز سفيد با دامن پليسه سرمه ايه٬ كه حتما بعد از جشن عكساشو ميزارم..

 

این هم عکس پریشب که به حق اتفاقای نیوفتاده تو این ۶ سال عمر هستی٬جلوی تلویزیون ساعت ۶ عصر خوابش برده٬طفلی فکر کنم چون یه چشمش بسته بوده ٬دیده تاریکه خوابیده و گرنه از بچه گی عادت نداره اینجوری بدون جنگ و جدل بخوابه

دیشبم خانومی از باد و طوفان حسابی ترسیده بود و تا ساعت ۶ صبح نذاشت بخوابم و صبح حسابی کلافه بودم که اون خبر بد هم رسید و حسابی داغون شدم و تا حالا اصلا حوصله نداشتم و مدام قیافه مظلوم اون خدا بیامرز جلوی چشمم بود ولی دیدم شما منتظر عکسایید ٬اینه که اومدم تا شاید خودمم سرم گرم شه و کمتر امشب به مرگ و مردن عزیزانمان(دور از جونشون) فکر کنم هر چند میدونم امشب هم خواب درستی نخواهم داشت و فردا هم که مهمان دارم و .......خدا خودش کمکم کنه.