همیشه بهاری باشیدددددددد

سوغاتی بابایی از ماموریت یکروزه برای هستی خانوم![]()

چهارشنبه که هستی رو بردم کلاس پیانو٬ فهمیدم دو سه هفته ای کنسرت پیانو عقب افتاده و احتمالا به فاصله ی یکی دو روز از تولدش برگزار میشه
٬از شنبه امتحانات میان ترم شروع شده ٬ آی هستی بازیگوشی بکن و درس بخون ،آی مامان درس بپرس و حرصصصصصصص بخور![]()
پنجشنبه عصر رفتیم برای هستی یه کفش تابستونی و دو سه تا شال و روسری خریدیم که یکیشو اگر لازم شد روز کنسرت سرش کنه
٬از اونجا رفتیم خونه ی بابای بابا محمود و یکسری بهشون زدیم و اومدیم خونه٬روز جمعه هم رفتیم خونه ی مادر جون اینا و عصری آش پشت پای داداش رضا اینا رو بردیم خونه ی دایی تورج و سری هم به اونا زدیم که باز ...
این شکلی اومدیم خونه
خدایا بازم شکرت![]()

هوای دیروز و مخصوصا امروز تهران ٬اینقدر قشنگ و بارونی و بهاری و بی نظیر بود که هم دیروز٬ بیرون از خونه موقع رانندگی و راه رفتن کلی لذت بردم و هم امروز تمام مدت توی بالکن بودم و از صدای بارون و هوای ابری مدهوششششش شدم
٬این عکسم یهو اومدم دیدم وای در اوج بارون شدید٬ زمین سفید پوش شده
٬من ندیدم برف بیاد ولی صدای تگرگ میومد،حتما تگرگ نشسته رو زمین نه؟؟؟
هر چی که بود خیلی قشنگ بود٬منم چند تا عکس بهاری انداختم و همونجا تنهایی ناهارمو خوردم![]()


من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.