دومین مهمونی و ...

ژله آکواریوم![]()

ژله ی خورده شیشه که اولین بار بود اینجوری درستش کردم![]()

ژله ی خورده ی شیشه ی آماده ی سرو(خیلی شکل ظاهرش رو هم خودم، هم همه ی مهمونا خوششون اومد،دست مامان آرین عزیز درد نکنه که این شکلی رو هم یادمون داد
)از وقتی گذاشتمش سر میز، داشتم دستور درست کردنش رو به جاری ها و خواهر شوهرای عزیز ......![]()

کرم شکلات![]()

میرزا قاسمی ،که میتونم بگم خوشمزه ترین میرزا قاسمی بود که تا حالا خودم خورده بودم
،هیچی ازش نموند و نمره ی ۱۰ از ۱۰ از همه٬ مخصوصا مهمون شمالیمون گرفت![]()

سالاد ماکارانی![]()

عروسک من، میون عموها و پسر عموها و عمه ها و ....
همه اومده بودن دورش و براش دست میزدن و میگفتن هستی دوست داریم
(خداییش من بودم نمیتونستم اون وسط بزنم
)
خدا رو شکر،مهمونی به خوبی برگزار شد و معلوم بود به مهمونامون خوش گذشته
،کادوهای قشنگی هم گرفتیم که دستشون درد نکنه![]()
اینم از مهمونی،یادتونه چقدر میگفتید چرا دیگه مهمونی و عکس و ...نداریم
٬از آبان پارسال شدیدا درگیر مشکلات خونه و مزایده و خرید و تعمیرات و ....بودیم و نتونستیم مهمونی بگیریم ولی نهضت مهمون بازیمون همچنان ادامه دارد و فعلا نوبت خاله بهار و خاله منیر عزیز هستش که بیان خونمون و با حضورشون خوشحالمون کنند
،پاگشای باران خانوم
و شب ناز کوچولوووو![]()


طفلی بچم دقیقا هر دو جمعه ی بعد از این دو تا مهمونی٬آزمون داشت و من اصلا نتونستم بهش حواس بدم
،تعداد شرکت کننده های این آزمون دو برابر همیشه بود،با اون حال، هستی نفر ۶ استان تهران و ۳۹ کشور با تراز ۷۰۰۰ شد که من خیلی راضی بودم
(بازم جایزه خواسته ازم
)

پی نوشت ۱:از این هفته کلاسهای ریاضی و علوم تیزهوشان ق ل م چی هستی٬ شروع میشه و هفته ای یکبار کلاس داره
٬با محمود تصمیم گرفتن یه کلاسی هم برای روزهای پنجشنبه ثبت نام کنن ،نقاشی یا تنیس روی میز ....
،منم که هویج این وسطططططططططط![]()
پی نوشت ۲:از دوستی و همراهی همیشگیتون بسیار بسیار ممنونم
و صمیمانه دوستتون دارم و باهاتون زندگی میکنممممممممممممم![]()
چه مغرورانه اشك ریختیم٬ چه مغرورانه سكوت كردیم٬ چه مغرورانه التماس كردیم٬ چه مغرورانه از هم گریختیم٬ غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند٬ هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم٬ هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم![]()
شاد و برقرار باشیددددددددددد![]()
ساعت رو دارید کهههه
ُ٬از بس عزیزید برام![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.