دوری از تمام هستی دنیا و ...
پی نوشت ۱:احتمالا از هفته ی دیگه کلاسهای ریاضی و علوم ق ل م چی شروع میشه و خانومی ما از این بی خیالی و بی کلاسی در میاد![]()
پی نوشت ۲:انگار خدا این داداش کوچیکه رو٬ تو این کارای خونه برای من فرستاد
٬طفلی از روزی که سر ب ا زیش تموم شده تقریبا پیش منه و بار بیشتر کارا رو دوشش
و پا به پای محمود کار میکنه و شرمنده مون میکنه
٬اینقدر هم با محمود جورن که من بهشون حسودیم میشه
٬هی نوشابه پشت نوشابه که واسه هم باز میکنند ٬هر جا میرن با هم میرن٬ هر چی میخورن با هم٬هی فردین بازی سر کارا و ...
اهههههه چه لوسن این دوتااااااااا
٬ هستی رو دادیم امیر رو گرفتیم
٬البته هوای منم خیلی داره٬اون شب که گردنم گرفته بود٬ به زور منو یک نصفه شب برد دکتر خودش٬یکبارم واسه سردردم برد٬یکبار رفتیم خرید و از اونجایی که تو این دوران مقدس حسابی رانندگیش خوب شده٬ اولین کسیه که من و محمود با خیال راحت ماشین میدیم بهش٬ امروزم کلی خودش برام خرید کرد و بعد از ماهها که اصلا یادم نمیاد کی بود٬ماشین منو برد کارواش و برقش انداخت٬البته من هنوز ندیدم و تعریفش رو شنیدم
٬تازه از بس دزدی و خلاف دیده تو این مدت خیلی تیز شده تو همه چیز و خیلی راحت متوجه شد که در ماشین من ٬سمت شاگرد یکبار توسط دزد محترم باز و جای کلیدش٬ کاملا له شده٬طوری که دیگه سوییچ توش نمیره و من و محمود اصلا متوجه نشده بودیم٬فقط من یادم اومد یکماه پیش یکروز که اومدم سوار ماشین بشم دیدم در بازه و ...
خلاصه یه جوری تو اتاق بهم سرویس میده ٬که اصلا من کارگرا رو نمیبینم و لازم نمیشه از اتاق بیام بیرون
٬غذا میاره میبره٬ چایی میاره٬ آب میده ...
٬بیشتر از همیشه حسن برادر و تکیه گاه داشتن رو ٬حس کردم و به وجود نازنینش میبالم(دلت نگیره هاااا، به تو هم میبالم
) و دلم برای هستی و اونایی که برادر ندارن میسوزه شدیددد
٬انشالا منم بتونم خواهر خوبی برای خواهر و برادرام باشم و زحمات و خوبی هاشون رو تو روزهای سخت جبران کنم![]()
پی نوشت ۳:بعد از تموم شدن کار کف٬کابینتها و در کمد دیواری ها و کارهای نجار و یه چند تا خرده کاری میمونه که امیدوارم تا ماه رمضون تموم بشه انشالااا![]()
پی نوشت ۴:چند تا مهمونی بزرگ گردنمه ٬که بعد از کارام باید اونا رو راه بندازم
٬ ۳ تا داماد و یک عروس هم باید پاگشا کنم به امید خدا٬دو تا خانواده ی همسری دو تا خانواده ی خودم و ...![]()
پی نوشت ۵:حتما در اولین فرصت بعد از تعمیرات٬باید چندتا متخصص برم
٬که یکیش برای گردنمه که بدجوری اذیت میکنه و بیشتر از این نمیتونم تحملش کنم
٬یکیش دندون پزشکی و یکیش متخصص قلب و زانو و ...
خلاصه قراضه ی قراضه شدم رفتتتتتتتتتتتتتتت
خدا به همتون سلامتی و دل خوش بده انشالا
٬خیلی سعی کردم زیادی ناراحتی و غرغرهامو٬ تو این شرایط خسته کننده بروز ندم٬ که شما خوانندگان عزیزم
٬ که از وبلاگ ما انرژی مثبت میگیرید اذیت نشید
٬دیگه ببخشید اگر ...![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.