سفرنامه ی آنتالیا 2

ناخدا هستی و کشتییییییییی
٬با یه عالمه خنده![]()


شوی چرم٬ که توی تور گشت شهر و خرید بود![]()



مهد کودک و استخر بچه ها٬ که هستی رو نذاشتم بره چون سرد بود![]()

هستی و باران تو زمین بازی![]()

روز سیزده بدر(هوا بارونی و فوق العاده قشنگ
) ٬جلوی در اتاقمون که طبقه دوم بود ![]()

همون روز سیزده که روز برگشتمون هم بود و من از شب قبلش شروع کردم به باز کردن موهای هستی
ولی فقط نصفه شو باز کردم و فرداش تا خود فرودگاه و ....مشغول باز کردنه ۷۲ تا بافت خیلی ریز بودم
٬فقط بافت نگین دارش موند٬کاش همکاری میکرد
٬ اینقدر غر زد و ناله کرد که بیا و ببین٬میگفت ۵ تا باز کن ۱۵ دقیقه من استراحت کنم که تقریبا روی حرفشم وایساد و دو روز من در حال ...![]()

پی نوشت ۱:حدود یکهفته اس مادام عزیزم٬تو بستری بیماریه و نتونسته بیاد سرکار٬دوبار رفتم ملاقاتش٬یک بار خودم٬یکبار با هستی و بیتا٬خیلی نگرانشم
٬اینقدر این زن خوب و بزرگواره که بدجوری بهش وابسته شدم و تو این یکهفته مثل یک دختره نگران مادر دارم ....
البته این احساس یکطرفه نیست و اونم با تمام وجودش بهم محبت میکنه و طوری منو تو بغلش نگه میداره که ناخوداگاه مامانمو توش میبینم....
ازتون میخوام توی دعاهای سرنماز و شبانه تون٬ مامان دوم منو فراموش نکنیدددددددددددددددددددددددددددددددددد
از لطف و مهربونیتون ممنونم![]()
پی نوشت ۲: امتحانات میان ترم هستی خانوم از روز یکشنبه شروع شده و دو هفته ای امتحان داره،از اونجایی که تازه عید تموم شده و تقریبا ۲۰ روزی از درس و درس خوندن به طور جدی خبری نبوده ،هلاک شدم این دو روز تا ازش درس بپرسم
،هستی یکساعت درس نخونده، اونوقت سه ساعت من درس پرسیدم ازش
اونم با فک ناراحتی که دکتر گفته یکماه نه چیزی بجو(فقط غذاهای آبکی و پوره و نرم
)نه زیاد حرف بزن٬ نه داد بزن ٬نه عصبانی شو ٬نه حرص بخور٬ نه ...تا فکت فعالیت نداشته باشه و باز و بسته نشه که زودتر دردش خوب بشه و گرنه باید بیای عکس بگیری و ...(از وقتی از سفر اومدیم دو سه تا ناراحتی پدرمو در آورده و در حال مداوا هستم)
فصل امتحانات هستش و من همراه خانومی مشغولم٬مخصوصا که خانومی ۸ اردیبهشت کنسرت پیانو داره و این اولین کنسرتی هست که فقط توش بچه ها یکی یکی میرن رو صحنه و پیانو میزنن و خبری از فولوت و بلز و ...توی کنسرت نیست٬برای همین تمرینهای سنگین تر خانومی با امتحاناتش همزمان شده و کار مامان نوشین سخت ترررررررر
و فقط شبا وقت چرخ زدن تو نت رو دارم٬ لطفا کامنت نذاشتنم رو دلیل بر بی محبتی و نخوندنم نگذارید و ازم گله مند نباشیددد
همتون رو دوست دارم و میخونمتون![]()
پی نوشت ۳:قربون محبت و دوستیتون برم که کامنتدونی رو ترکوندیددددددد
٬با کامنتهای خصوصی حدود ۴۰۰ تا کامنت داشتم
٬که با اونکه همه رو دونه دونه خوندم و اونایی که میشد جواب دادم و میل زدم و ...ولی بازم گاهی دوستان کم لطفی میکنند و توقع دارند من خیلی زود جوابشونو بدم یا با یکی دو بار کامنت گذاشتن فراموششون نکنم و دقیق بشناسمشون
٬به خدا به نوشته های این وبلاگ نگاه نکنید و اینقدر زود در مورد زندگی کسی فکر نکنید٬منم صبح تا شب تو نت نیستم و کلی کار و گرفتاری و مشکل و مریضی و ....دارم که چون دوست ندارم اونا رو تو وب هستی بنویسم و دلیلی هم نداره برای کسی در موردشون حرف بزنم٬بعضی ها تصور میکنند ما داریم تو ابرها زندگی میکنیم و مشکلی نداریم یا من کامپیوتر هستم که تک تک اسمها و آدرسها و کامنتها و سوالها و ...حفظ باشم و هیچی رو فراموش نکنم
٬من تمام سعیمو میکنم کسی رو بی جواب نذارم و معمولا همون موقع خوندن کامنتها٬ جواب میدمو میل میزنم که یادم نره(البته خیلی سوالها اصلا خصوصی نیست نمیدونم چرا دوستان خصوصی ثبت میکنند و میخوان که براشون میل بزنم؟؟؟
من عاشق خوندن کامنتهاتون هستم و از وجودتون لذت میبرم و خوشحالم میشم سوالاتتون رو جواب بدم ولی اگر خصوصی نکنید که من بتونم همونجا جوابتون رو بدم ممنون میشم
) ولی ممکنه یه وقتی سوالی فراموشم شه یا اصلا نخوام و نتونم سوالی رو جواب بدم و ....که شرمنده تون میشم
٬ولی شما هم درک کنید ۴۰۰ تا کامنت و اینهمه دوست هم نام
٬ مسلما تو ذهن مشغول و گرفتار من نمیمونه و اگر قصوری میکنم زود ناراحت نشید و عکس العمل نشون ندیدددددد
روزهای خوبی رو نمیگذرونم و فکرم مشغول و جسمم بیمار و ...![]()
پی نوشت ۴:باور کنید منم دلم نمیخواد با رمزی کردن عکسها کسی رو ناراحت و دلخور کنم٬خودتون که دیگه منو تو این ۴ سال(۶ اردیبهشت میشیم ۴ ساله)میشناسید و میدونید چقدر برای خواننده ارزش قائل هستم
٬ پس شما هم ما رو درک کنید و بزارید یک تصمیم درست با دل خوش و بدون ناراحتی کسی بگیریم
فعلا که رمزی نیستیم تا ماه آینده ببینم چی کار کنیم و ...
باور کنید توی قسمت رمز، جز چند تا عکس از تهفه خانوم هیچ خبری نیست و همچنان به احترام همه ی خوانندگان عزیزمون
، نوشته ها رو عمومی خواهم نوشت
،این خودش براتون هیچ ارزشی نداره؟؟؟؟
،حالا شماهایی که خاموش نیستید و میدونید حتما بهتون رمز میدم٬ نیاید بگید چرا اینقدر توضیح میدی و هر کاری صلاحه همونو انجام بده و ...
هر کسی بتونه ،من نمیتونم اینهمه محبت و عشق رو ندیده بگیرم و با ناراحتی و دل شکستن خواننده های چند ساله که حالا کامنت نذاشتن و دلشون نخواسته نظر بدن
(زوری نیست که)،کاری رو انجام بدم،دلم میخواد اونایی هم که خواننده ی واقعی هستند و ممکنه رمز نگیرند، قلبا از من ناراحت نشن و شرایط رو درک کنند٬ یا حداقل من سعیمو برای راضی نگه داشتنشون خواهم کرد![]()
به امید سلامتی و دل خوش و یک دنیا عشق واقعی٬ برای تک تک شما عزیزان![]()
هر جا باشم و تو هر شرایطی٬ بازم دوستتون دارم و به یادتون هستم![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.