امروز قصد آپ کردن و گذاشتن پست جدید نداشتم٬مخصوصا که سرعت نت پایین بود و تازه پست جدید گذاشته بودم٬ولی وقتی ساعت ۱۱ صبح(دقیقا روز ولنتاین) ٬بسته ای از استرالیا(آدلاید)که توسط یک دوست وبلاگی برام رسیده بود دریافت کردم٬ نتونستم امروز پست جدید نزارم و باید حداقل کاری که از راه دور میتونستم رو  انجام میدادم و خاطرش رو برای هستی و خودم ثبت میکردم٬پس اومدم تا یک پست مخصوص ..... مخصوصا که در عرض کمتر از دو روز٬ حدود ۲۰۰ تا کامنت داشتم(تو پست قبل کامنت خصوصی خیلی خیلی زیاد بود)و این نشون میده بیشتریاتون پست قبل رو خوندید و وقت پست جدیدهههههههههههههههههه

 

 حدود یک ماه و نیم پیش٬ کوثر عزیزم که نسبت به بقیه ی دوستان وبلاگی ارتباط کمتری هم باهاش داشتم٬ ازم خواست تا بسته ای برای هستی بفرستهبعد از کلی تعارف که بینمون رد و بدل شدآدرس رو براش میل زدم و این بسته دقیقا روز ولنتاین٬روز عشق و دوستی به دستم رسید که بینهایت این روز رو برام قشنگتر و دوست داشتنی تر کرد و فهمیدم چقدر ارتباط بین آدمها میتونه خالص و صمیمی و زیبا باشه٬کلا از دیروز صبح با تلفن یک دوست عزیز و رفتن پیش مادام٬خوندن اونهمه کامنت محبت آمیز(گاهی به کامنتدونی سر بزنید تا ببینید چقدر به آدم انرژی و عشق میده و اشک رو به چشم آدم میاره٬خداییش من لایق اینهمه محبت نیستم) حالم دگرگون شده بود و خیلی شارژ بودم٬امروزم با گرفتن این بسته که یک دوست عزیز بدون هیچ توقع و ....برامون فرستاده بود٬کلی خوشحال شدم و روزم قشنگ تر شد٬کلی هم اس ام اس و ...کوثر عزیزم٬ روز ولنتاین رو به خودت و همسر گرامیت تبریک میگم و امیدوارم همونجوری که دل من و هستی رو شاد کردی٬همیشه قلبت مالامال از عشق و سلامتی و خوشبختی باشه عزیز دلممممممممالبته هستی هم وقتی اومد خونه و هدیه اش رو دید و کارتت رو خوند٬ خیلی خوشحال شد و گفت که میخواد با خاله کوثر چت کنهکه بهش گفتم من خودم تا حالا با شما چت نکردم و از توی وبلاگش حتما از طرف هستی هم تشکر خواهم کرد٬مثل همیشه حرفمو قبول کرد٬ ولی مدام چکم میکنه ببینه کی پست جدید میزارم 

بسته ی دریافتی هستی خانوم٬ از آدلاید استرالیا

اینم اسم من و هستی

کارت خاله کوثر برای هستی که در کمال محبت و صفا نوشته شده

اینم کارت من٬به خدا خاله کوثر فرستاده٬ ولی اسمشو زیرش ننوشته

این کارت هستی٬ که نشون میده خاله کوثر چه جای قشنگی زندگی میکنه

اینم وسایل داخل اون بستهکارت قرمزه هپی ولنتاین منه

گل سرهای خوشگل و کاکائو به شکل گل رز

اینم کادوی روز عشق من٬ از طرف هستی٬رفته رزهای آبی رو کنده باهاش اینو درست کرده

اینم وسیله ی ارتباطی بین من و شماو گل رز امشب که همسری برام گرفته بود

صبح موقع رفتن ٬بهش میگم محمود جان ولنتاین مبارکککککمیگه خیلییی پرروییییییی

پی نوشت ۱:امسال روز ولنتاین و روز عشق رو از همیشه بیشتر دوست داشتم٬ که تک تک شما عزیزان سهم و نقشی توی این احساس داشتیدخداییش دوستی و دوست داشتن و محبت واقعی چقدر لذت بخش و خوشحال کننده اس حتی در حد نت و کامنت و ایمیل و ....بیاید هیچ وقت محبتمون رو از همدیگه دریغ نکنیم و همیشه به هم عشق بورزیم

پی نوشت ۲:امروز تا ظهر٬ متاسفانه اس ام اس درست رد و بدل نمیشد(یک اس ام اس تبریک عشقولانه ای هم ازمون دریغ کردند امروزززززززز)و من کلی دق خوردم تا چند تا اس بفرستمتازه نمیدونم چرا ۱۵ روزی میشه که اس ام اس هایی که برای دوستان فوروارد میکنم ٬مخصوصا فارسی ها رو٬به جای متن من یک صفحه علامت سوال برای طرف میره٬امروزم همینجوری شد بعد از کلی زحمت که اس فرستادم دوستان اس زدند که ...نمیدونم این مشکل دلیلش چیه؟؟؟اگر کسی دلیلش رو میدونه حتما بهم بگه٬اصلا حوصله ی رفتن و پیگیری کردن رو ندارمپس اگر از طرف من ٬براتون یک صفحه علامت سوال اومد٬مطمئن باشید هیچ سوالی ازتون ندارم و همش تقصیر م خ ا ب ر ا ت هستش که نمیزاره من به دوستام اس بزنمتازه یک اس رو٬ ۱۰ بار برای طرف فرستادم که حتما دلیورت بشهکه نمیشد و بعد از چند ساعت که دیگه ارزش اس از بین رفته٬ یهو همش دلیورت شد و کلی جلوی دوستان ....٬که این دیوونه چرا یک اس رو اینهمه تکرار کرده

پی نوشت ۳:راستی امروز عطر کادویی روز ولنتاین رو برای اولین بار افتتاح کردم٬واقعا بوش عالی و دوست داشتنی بود٬فروشنده میگفت این عطر برای مهمونیهای شب و مجلس و ....مناسبه٬از اونجایی که ما هم٬ هفت روزه هفته تو جشن و پارتی و مجلس هستیم٬من اینو انتخاب کردم٬ ولی بوش فوق العاده است و از اونجایی که من هر عطری رو نمیتونم بزنم(به خاطر میگرن و سردرد)٬گفتم به شما هم بگم تا اگر خواستید عطر بخرید این رو هم تست کنید٬میدونید که من هر چی رو خوشم بیاد یا مناسب بدونم٬ بعد از تست که خیالم راحت شد٬میام و برای شما هم مینویسم٬مثل رژیم٬مادام٬دستگاه عرق دست(که بیش از ۳۰ نفر رو تا حالا با ایمیل و کامنت ....)٬آشپزی٬ایزی کیلین و خیلی چیزهای دیگهههههه٬بابت این موضوع هم تا حالا کلی به پز دادن و ....متهم شدم٬ولی برام مهم نیست چون وقتی حقیقت نداره و بهش اعتقادی ندارم ٬هدف خودم رو از نوشتن ادامه میدم و کاری به کسی ندارمحتی اگر یک نفر با دستگاه من درمان بشه یا با رژیم من به آرزوی لاغریش برسه یا ....برای من کافیه و فرق زیادی نمیکنه بعضی ها چی فکر میکنند(عکس و اسم عطر ٬تو پست قبل هستش٬عطر بزرگ تره٬فقط یادتون باشه با من هر جا رفتید از این عطره نزنید)

پی نوشت ۴:بازم ازتون بابت همه چیز ممنونم و خوشحالم که همیشه همراه و همگام ما هستیدفعلا تا آخر بهمن ماه ٬هر وقت پست جدید بزاریم لینک مسابقه رو خواهیم گذاشت٬تا خدای نکرده کسی از این مسابقه ی عادلانه جا نمونه٬ هر چند فعلا دیگه اول نیستیم

یکصد وبلاگ نویس برتر زن

پی نوشت ظهر سه شنبه:الان که هستی اومد خونه٬گفت که جشن تکلیفشون٬به علت بستری بودن یکی از مامانها تو بیمارستان(مشکل قلب)٬این هفته برگزار نمیشه و میوفته هفته ی بعد انشالا٬خیلی خوشم میاد از اینجور توجه های مدرسه به بچه ها٬که راضی نشد حتی یک بچه با چشم گریون تو جشن تکلیفش شرکت کنه٬گویا این بچه سه روزه تو مدرسه گریه میکنه و نگران مامانش هستش و از اونجایی که پدر و مادر از هم جدا شدند و پدر خارج از ایران هستش٬در حال حاضر تمام عشق و امید این بچه مادر هست که تو بیمارستانه و بچه هم نتونسته مامانش رو ببینه و به گفته ی هستی دلش برای مامانش تنگ شده و گفته که تا حالا اینقدر از مامان دور نبوده ....خیلی ناراحت شدم٬ مخصوصا که هستی گفت من اگه جای اون بودم و تو بستری میشدی خودمو میکشتمبهش گفتم که همه ی آدمها مریض میشن و مرگ وجود داره و حقه و ....اینهمه حرف زدم٬ آخرش گفت مامان قول بده هیچ وقت نمیرییییییمنم فعلا قول دادم ٬چون بچه م ناراحت بود و جالب نبود بیشتر از این ناراحتش کنمامیدوارم این مامان مهربون٬ زودتر مشکلش حل بشه و برگرده پیش دختر گلش و دلش رو شاد کنهو خانومی گلش رو٬ تو لباس جشن تکلیف خوشحال و خندون ببینهمیدونم شما هم، این مامان رو از دعا و انرژی های مثبتتون، بی نصیب نخواهید گذاشت ...

گلهای تو گلدون