نتیجه ی دومین جلسه ی د ا د گ ا ه

دوشنبه صبح مهمون عزیزمون(فاطمه جویکار
)اومد و تا عصر پیش ما بود٬کلی حرف و درد دل و گپ و ...
ساعت ۲:۳۰ هستی هم اومد و از دیدن هدیه ی فاطمه جون کلی ذوق کرد
دست فاطمه جون درد نکنه
یک کاریکاتور از عکس هستی با یک قاب خوشگل براش آورده بود که هم خیلی قشنگ و هم خیلی خاص بود٬علاوه بر من و هستی٬بابا محمود هم خیلی خوشش اومد
دوست عزیز من و هستی٬ دستت درد نکنه
٬ یادگاری قشنگیه که از همون شب به دیوار اتاق هستی ....![]()

مثل همیشه با نهایت سلیقه![]()

کاریکاتور هستی خانوم![]()

دخملی ذوق کرده و خوشحال![]()

پی نوشت ۱:فردا ۱۳ آبان روز دانش آموز هستش
از همینجا به تمام دانش آموزان دنیای وبلاگستان صمیمانه تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق و سلامت و خوشبخت و ....
به همین مناسبت٬ فردا صبح تا ظهر٬هستی همراه بچه های مدرسه میرن اردو (سینما)![]()
پی نوشت ۲:چند روز پیش توی مدرسه٬ چشمهای بچه ها رو معاینه کردند و متاسفانه تشخیص داده شد که چشمهای هستی ضعیفتر شده
برای همین براش وقت گرفتم و الان همراه باباییش رفته دکتر تا ببینیم دکتر چه تشخیصی میده
خدا کنه خیلی تغییر نکرده باشه![]()
پی نوشت ۳:امروز معلم پیانو
٬ دوباره کلی از هستی تعریف کرد
و یک آهنگ جدید و سخت رو برای کنسرت پیانو٬ باهاش شروع کرد![]()
پی نوشت ۴:دیگه دلم نمیخواد از هستی شکایت کنم
و بگم که چقدر گاهی اوقات از چونه زدن و بهانه گیریهاش خسته و درمونده میشم؟؟؟؟
اینقدر که برای اولین بار باهاش دکتر چشم پزشک نرفتم و همه چیز رو سپردم به قول خودش به خداش(بابا محمودش
)٬حالا جالبه که محمود بهم میگه تقصیر خودته
از بس تنبیه درست و حسابی نکردیش و همش دلت سوخته
اینجوری داره اذیتت میکنه
من اگه جای تو بودم .....
این روزها با تمام وجودم٬ معنی بچه شیرینترین دشمن آدم هستش و آدم دور از جون همتون٬س گ بشه ولی مادر نشه و ....رو درک میکنم
و روزی صد هزار بار خدا رو شکر میکنم٬ که تا به امروز در برابر حرف دیگران مقاومت کردم و یکی رو دو تا نکردم....
خدایا عاجزانه ازت میخوام ظرفیت و تحملم رو زیادتر کنی و این گردن دردها و سردردها و انگشت دردها و ...کمتر کنی تا بتونم در برابر هستی برخورد مناسبی داشته باشم و بچه ی خوبی تحویل جامعه بدم![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.