آزمون 22 مرداد 89 + پی نوشت روز شنبه

قربون اینهمه تلاشت دخترم
واقعا خستگیم در رفت![]()

دختر بلای من٬ امروز خونه ی مادر جون٬ با کلاه پلیسی دایی امیر(لباسشون عوض شده و ...
)

پلیس کوچولوی ما![]()

خسته نباشی عزیز دل مامان و بابایی![]()

پی نوشت ۱:فردا صبح زود٬با محمود داریم میریم بابت همون گره ای که افتاده؟؟
خیلی چیزها فردا معلوم میشه؟؟کلی دلشوره دارم و بابت بی خوابی دیشب هنوز کلافه ام؟؟
به انرژی مثبت و دعای شما عزیزان خیلی نیاز دارم
خدایا٬ خودت هر چی به صلاحمون هست٬ همون رو پیش پامون بزار
من هیچ وقت چیزی رو به زور ازت نخواستم و همیشه به خودت توکل کردم
ایندفعه هم هوامون رو داشته باش که تا تو نخوای هیچ برگی از درخت ...![]()
پی نوشت ۲:هستی خانوم٬ یکی دو روزی استراحت داره و بعد باید خودش رو برای امتحان زبان پایان ترم تابستون که چهارشنبه هستش آماده کنه
٬موندم بعد از تعطیل شدنش٬ که هنوز یکماه از تعطیلات مونده سرش رو چه جوری گرم کنم؟؟؟
البته ق ل م چی و آزمونهاش هست٬جالبه که هنوز ۳ تا آزمون تو تابستان مونده٬ که همش تو شهریور برگزار میشه و اینقدر قشنگ همه چیز تقسیم بندی شده که اصلا کار خودم نبوددددددددددددد
و با این آزمونها تمام کلاس دوم دوره میشه و یه چیزهای کلی هم از کلاس سوم یاد آوری میشه که خیلی خودش خوبه
تازه اینجوری احساس میکنم تابستون خیلی خوب و مفیدی رو گذرونده و تمام وقتش الکی نگذشته![]()
پی نوشت شنبه صبح:همین الان رسیدم خونه٬صبح ساعت ۹ ٬ قوه قضائیه بودیم و به نظر نمیاد چیزی به نفع ما باشه؟؟؟؟؟؟؟؟
باید با یک وکیل مشورت کنیم و راه درازی در پیش داریم٬فعلا زیاد حوصله ندارم و بیشتر از جنبه ی مالیش ٬خیلی مسایل جانبیش داره اذیتم میکنه ....
خدیا کمکمون کن![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.