عکسهای جشن تولد و گردش با مادر جون
عکسهای جشن تولد دوقلوها٬روز جمعه ۸ مرداد ۸۹ ٬خونه ی خاله نوشین ![]()
تولد با حضور دایی رضا و خانومش٬دایی امیر و مادر جون٬خاله بیتا و پسرا و خانواده ی خاله نوشین٬ برگزار شد(۱۰ نفر) که با اونکه تولد٬ خودمونی بود٬ ولی پسرا خیلی خوشحال شدند![]()

کیک ۷ سالگی کیان و کیارش عزیزم
(سلیقه ی دایی و زندایی عزیز
)

هارمونی رنگ قرمز عکسارو خوشگل تر کرده![]()

فوت کردن شمع ۷ سالگی با کمک هستی خانوم![]()

ذوق کردن بچه ها ![]()

هستی و پسر خاله ها![]()

بریدن کیک دو نفره
احتمالا تا دومادیشون خوب یاد میگیرن چه جوری با عروس خانوم ...![]()

عمو محمود و دو قلوها ![]()

یک عکس خوشگل دیگه![]()


هستی در حال بوسیدن بچه ها٬ بعد از دادن هدیه ی خودش![]()

هدیه ی هستی به پسرخاله ها٬البته برای خودشم ....![]()

کادوی مادر جون و پدرجون به بچه ها٬ که خیلی مقبول افتاد ![]()

یک عکس فوق العاده از ذوق کیان٬ بعد از دیدن هدیه ی دایی رضا و سمیرا جون![]()

هدیه ی ناقابل خاله نوشین و عمو محمود![]()

بزرگ مردان کوچک![]()
در آخر٬از محمود عزیزم
٬ که در برگزاری این جشن کوچولو٬ با من نهایت همکاری رو کرد و مثل همیشه در کنارم بود٬ بینهایت تشکر میکنم و به وجودش بیشتر از همیشه افتخار میکنم
میدونم اونم مثل من٬ عاشق کیان و کیارش هستش![]()

پی نوشت ۱:یکشنبه شب٬با دایی رضا اینا٬مادرجون رو بردیم تئ اتر با من ب خ و ن ٬که خیلی خوشش اومد و دوساعتی خندید
٬البته بازم به نظر هممون ج ز ی ره ع شق قشنگتر بود![]()

هستی ٬تو حیاط سینما کانون![]()

قربون اون ژستات برم من![]()

دوستت دارم عروسکم![]()
پی نوشت ۲:از اونجایی که مادر جون راضی نشد تا سه شنبه بمونه و گفت پدر جون زیاد تنها مونده٬دوشنبه شب٬بعد از اینکه من و هستی و محمود از جلسه ی اتمام حجت قل م چ ی برگشتیم(۲ ساعت بیشتر تو ترافیک موندیم و واقعا از رفتنم پشیمون شدم
)حدود ساعت ۸ شب٬با پدر جون هماهنگ کردیم و بردیمشون کن سولوقون٬که هم هوا خوب بود و هم خلوت بود٬شام رو اونجا بودیم و دو ساعتی نشستیم و برگشتیم خونه(خیلی به هممون خوش گذشت
) ٬بعدش پدر جون و مادر جون رفتند خونشون
وقتی اومدیم خونه٬جای مادرجون خیلی خالی بود
و تا امروز روفرشی هایی که پوشیده بود رو برنداشته بودم و ...
هستی هم دلتنگی میکرد و میخواست گریه کنه که نذاشتم و ...![]()

هستی در حال کارت بازی(به قول خودش)با مادر جون![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.