روز پدر مبارک و ...

این کیک قهوه با روکش موکا (قبل از تزیین)![]()

این بعد از تزیین(خدا رو شکر زیادی مقبول افتاد چون هیچیش نموند
)

کادوی ما و داداش رضا اینا به بابا![]()

هستی تو اتاق خوشگل فاطمه جون![]()

هستی پشت میز کامپیوتر فاطمه جون![]()

یدونه مثل اون عروسک صورتی که شلوارش سبز هستش توی دکور(قطره) رو هم ٬فاطمه جون
به هستی داد
عزیزم دستت درد نکنه![]()

اینجا هم بهش گفتیم برو تو اون اتاق پی اس پی بازی کن تا ما حرف خصوصی بزنیم که اونم ...
مرسی دختر قشنگم از اینهمه فهم و شعورت![]()
البته وقتی رسیدیم خونه و من به طرف لپ تاپم شتافتم تا پست جدید بزارم
٬دیدم که محمود عزیز
نمیدونم تو همون دو سه ساعت که نبودم با لپ تاپ چیکار کرده که اصلا به نت که وصل نمیشه هیچی تمام برنامه هاش هنگ کرده؟؟؟؟از گریه کردن مونده بودم٬اونم قبول نمیکرد که باعث این فاجعه بوده و هی میگفت لپ تاپ خیلی وقته سرعتش پایینه و ویروس داره و ....
خلاصه باهاش قهریدم و رفتم نشستم پای تی وی که دیدم نمیشه؟؟؟
اومدم تو اتاق کار و یه سری به وبلاگها زدم ولی حوصله ی آپ کردنم نیومد؟؟؟محمود تا ۴ صبح مشغول ور رفتن با لپ تاپ بود(احساس گناه
)که در نهایت نتیجه شد ویندوز عوض کردن و پریدن تمام برنامه های قشنگ من و .....
وقتی دید کاری بیشتر از این نمیتونه بکنه
گفت ولش کن باید ببرم دوستم دوباره درستش کنه ٬چون من برنامه ی فلان رو ندارم
حالا قراره فردا گیتار منو ببره تا ببینیم دوست عزیز چه ......![]()

امروز (البته الان دیگه شده دیروز)٬ساعت ۵ عصر رفتیم خونه ی بابای محمود و تا ساعت ۷:۳۰ اونجا بودیم و هدیه ی روز پدر رو دادیم
بعد از اونجا هستی رو بردیم اسکیت بازی و ....
محمود گفت امشب میخوام شام خودم ببرمتون یکجای خوب؟؟؟
(معمولا من و هستی انتخاب میکنیم
)که سر از ژوانی در آوردیم٬موقع سفارش غذا میگه:اینم شام بالاخره منو بخشیدی بابت لپ تاپ
منم چیزی نگفتم چون خداییش هنوز ته قلبم از اینکه تا من نبودم به جای کامی خودش رفته سراغ کامی من٬ از دستش عصبانی هستم
از وقتی هم اومدیم خونه٬اصلا پای کامی و اینترنت نیومده(بمیرم براش٬آخه اونم م ع تاد تر از منه و معمولا شبا سرکی تو نت و خبر و ....میزنه
) گفتم تو برو تو اون اتاق
٬ من تا وقتی لپ تاپ ندارم از این مکان میرم نت .....
اونم مثل پسرای خوب و دوست داشتنی رفته و داره با پاکت پیسیش ....
نمیدونم چرا الان اون حس تبریک روز پدرم یهو قلیان کرد
و دلم میخواد بگم:
عشق من
٬همسر خوب و مهربون
و خرابکار من
روز مرد مبارک![]()
بابا محمود روز پدر مبارک
(از طرف هستی)![]()
تاخیر تبریکمون هم٬ حق مسلم شماست![]()


پی نوشت ۱:لطفا تمام انرژی مثبتتون رو ٬برای هر چه سریعتر درست شدن کامی بنده بفرستید
که اصلا حوصله ی این اتاق دنج و گرم و ....ندارم
و مجبورم کمرنگ بشم![]()
پی نوشت ۲:کلاس روزهای یکشنبه و سه شنبه ی هستی کلا حذف شد
(به علت تعداد کم برای ثبت نام
)خانومی کلی داره حال میکنه که کلاسهای درسیش کنسل شده
ولی خبر نداره خودم براش برنامه ی درسی دارم تو خونه توپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ
همین الانم زیادی تو این یکماه و خورده ای برای خودش چرخیده و باید کمی هم درسهای دوره ای و ...
پس فعلا کلاسهای هستی شد روزهای دوشنبه و چهارشنبه٬زبان و شنا و پیانو
احتمالا هم چیزی اضافه نمیکنم![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.