سفر به چالوس (15 تا 17 خرداد 89)

شنبه ساعت ۷ عصر٬ هتل آزادی خزر چالوس![]()

هستی خوشحال از دیدن دریا![]()

بالکن رو به دریای هتل![]()

شنبه ساعت ۷:۳۰ عصر٬ قبل از رفتن به دریا![]()

هستی آماده برای گشت و گزار ٬بعد از یک آب تنی و حمام گرم![]()

هستی خانوم٬ در کافی شاپ هتل![]()

هستی در لابی هتل![]()

یکشنبه صبح٬در حال سفارش دادن املت مخصوص خودش![]()

ژستت رو برم من![]()

هستی در محوطه هتل٬ قبل از رفتن به نمک آبرود![]()

خوشگل من![]()

هستی در تله کابین نمک آبرود![]()

برعکس سفرهای قبل٬ اون بالا هم ابری و خنک نبود ![]()

قبل از برگشتن به پایین![]()

هستی و بابایی سوار بر سورتمه![]()

هستی ٬زیر آبشار نمک آبرود![]()

بالاخره بابایی یک بادبادک برای هستی هوا کرد![]()

بدون شرح کنار دریا![]()

یکشنبه شب٬فست فود چالوس ![]()

یک عکس کاملا هنری٬ از بابا محمود
جلوی در ورودی هتل![]()

سوار بر جت اسکی ![]()

روز دوشنبه صبح٬آخرین فروشگاهی که تو چالوس رفتیم و بعدش به طرف تهران ...![]()

هستی و آش رشته ی کندوان
( آخرین عکس سفر خرداد ۸۹
)
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 0:6 توسط مامان نوشین
|
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.