چهارشنبه سوری سال 88
تا حالا کلی در اطرافم دیدم و شنیدم که خانومهای زیادی بعد از گرفتن گواهینامه ی رانندگی،وقتی اولین تصادف بد براشون پیش میاد دیگه نمیتونند پشت فرمون بشینند و اعتماد به نفسشون رو از دست میدن
،مثل زنداییم،زنعموم،عمه و ....
اما خدا رو شکر اینقدر تو این 8 سال سعی کردم با احتیاط رانندگی کنم و خدا کمکم کرده که مشکلی تا امروز برام پیش نیومده،ولی از دوشنبه بعد از اون اتفاق شوم،هنوز نتونستم خودمو جمع و جور کنم و دو شب گذشته رو تا صبح خوب نخوابیدم و از فکر اینکه اگر اون نامرد تونسته بود سوار بشه و ....
احساس بدی دارم و برای اولین بار نسبت به رانندگی و پارک کردن و ....حس خوبی ندارم
،یعنی فردا که وقت آرایشگاه دارم ،فکر میکنم تو خیابون اصلی پارک کنم به جای کوچه ی خلوت
روی هم رفته روزهای بدی گذروندم،دیشب اصلا دلم نمیخواست از خونه برم بیرون ولی به خاطر هستی،فقط 10 دقیقه رفتم پایین و سه تایی از آتیش همسایه ها پریدیم و اومدم بالا تا غذامو آماده کنم
،تمام دیروز عصر وقتم به پختن غذا گرفته شد،برای اولین بار شب چهارشنبه سوری سنت شکنی کردم و خوراک زبان با سس مخصوص عین دستور (اینترنت)درست کردم
که خدا رو شکر خیلی خوب شده بود و محمود و هستی خوششون اومد،محمود 5 اومد خونه و سه تایی دور هم،چای و شیرینی و آجیل ....![]()

سه شنبه شب اتاق بابایی![]()

هستی و خوراکیهای چهارشنبه سوری![]()

هستی و آتیش بازی آخرین شب چهارشنبه ی سال ۸۸ ![]()

خوراک زبان با سس مخصوص![]()

شام چهارشنبه سوری سال ۸۸ ![]()

امروز هم محمود ساعت 5 اومد خونه،نمیدونم چرا افسردگی آخر سال گرفتم و از دیروز عصر اینقدر احساس بی حوصلگی و کسالت میکردم که نگو؟؟؟
مثل اینکه محمودم متوجه حالم شد و به محض رسیدن به خونه،گفت بریم بیرون چرخی بزنیم،دو روزه تو خونه موندی کسل شدی
،اولش رفتیم آتلیه و 9 تا عکس رو (پنجشنبه پیش گرفتیم) برای آلبوم 20 در 25 انتخاب کردیم(مخلوط سیلک و متالیک)3 تا رو هم به اصرار محمود 30 در 40 ،رو بوم سفارش دادیم،از اونجا رفتیم شیرینی و ماهی قرمز و سبزه خریدیم،شام خوردیم و اومدیم خونه.....![]()

پی نوشت 1:هستی از امروز تعطیل بود و داره حالی میکنه که بیا و ببین؟؟؟
خوبه فردا دوتایی میریم آرایشگاه و گرنه اصلا حس تنها بیرون رفتن رو نداشتم؟؟؟![]()
پی نوشت 2:محمود هم فردا تا ظهر آخرین روز کاریش هستش و تا آخر 13 تعطیله که احتمال داره اواخر عید دو سه روزی بریم سفر؟؟؟
حالا کجا اصلا نمیدونیم؟؟چون کسی رو شهرستان نداریم،جای خاصی تو ذهنمون نیست،به نظر شمایی که تجربه دارید جز شمال،مشهد،اصفهان،شیراز،اردبیل،سرعین،کاشان و همدان که تا حالا رفتیم،کجا بریم که جای دیدنی و قشنگ داشته باشه و هواشم خوب و بهاری باشه؟؟؟؟
محمود میگه بریم کردستان یا بانه؟؟؟نظر شما دوستان عزیزم چیه؟؟؟؟![]()
پی نوشت 3:همتون رو از صمیم قلبم دوست دارم
و از اینهمه مهر و محبتتون خوشحال و شرمنده هستم،با تک تک کامنتهای قشنگتون و اظهار نگرانیتون به خودم میبالم که همچین دوستان مهربونی دارم
،امیدوارم لایق دوستی و محبت تک تک شمایی که ما رو دوست دارید باشم ؟؟؟؟![]()
پی نوشت 4:احتمالا یک پست دیگه تو سال 88 خواهم داشت...
دلم نمیخواد با این حال و هوا ٬تبریک عید و نوروز رو بهتون بگم
چون میخوام وقتی براتون آرزوی سلامتی و موفقیت و خوشبختی و ....تو سال جدید میکنم ٬پر از انرژی مثبت باشم که روانه ی خانه های گرم و صمیمیتون بکنم
که متاسفانه این دو سه روز تو اون حس نبودم و از اونجایی که به تشعشع مثبت و منفی اعتقاد دارم منتظر میمونم تا حالم بهتر بشه و .....
دوستتون دارم خیلی زیاد![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.