هستی و تابستان 88 و ...
پنجشنبه عصر،بعد از دو هفته،رفتیم خرید و میوه،گوشت،مرغ،کمی خرید برای هستی و....انجام دادیم،شام خوردیم و اومدیم خونه،
تا خریدها رو جا به جا کنم،خاله بیتا اینا اومدند خونمون و تا ساعت 1 اینجا بودند،
خاله بیتا برای شاگرد اولی هستی،یک پیراهن خوشگل خریده بود که دستش درد نکنه....![]()
جمعه هم، تا عصر خونه بودیم و ساعت 6 به زور، بابایی رو بردیم پارک و هستی ٬کمی اسکیت بازی کرد و ساعت 8:30 اومدیم خونه....![]()
اینم عکسهای روز جمعه ی هستی:![]()

عروسک من٬روز جمعه عصر٬میگه٬ ببین موهام بلند شده![]()

قربونت برم من![]()

خانومی ٬در حال اسکیت بازی![]()

آتیش بسوزون ...خب؟؟؟؟![]()

تمام وقتم، توی تابستان، صرف هستی شده و خیلی کم وقت برای خودم دارم،
بعد از اعلام برنامه های تابستانی مهد کودک،خانومی شطرنج و نقاشی و رقص باله و عربی و.....میخواست بره
که فقط برای نقاشی و شطرنج٬ ساعتش خالی بود،
که نوشتمش(محمودم که اینروزها اصلا با ما کاری نداره،هر جا بریم، هر کاری بکنیم،هر چی بخریم،کاری نداره و فقط مبلغ رو ٬بهش خبر میدیم و ....
)خلاصه، در حال حاضر،برنامه ی کلاسهای هستی، به شرح زیر میباشد:![]()
شنبه:از ساعت 9 تا 12 زبان،12 تا 1 ناهار،1 تا 2:30 بخش فارسی،2:30 تا 3:30 نقاشی![]()
یکشنبه: از ساعت 9 تا 12 زبان،12 تا 1 ناهار،1 تا 2 بخش فارسی،2:30 تا 4 استخر(خودم میبرمش)![]()
دوشنبه: از ساعت 9 تا 12 زبان،12 تا 1 ناهار،1 تا 2:30 بخش فارسی،2:30 تا 3:30 شطرنج![]()
سه شنبه: از ساعت 9 تا 12 زبان،12 تا 1 ناهار،1 تا 2 بخش فارسی،2:30 تا 4 استخر(خودم میبرمش)![]()
چهار شنبه: از ساعت 9 تا 12 زبان،12 تا 1 ناهار،1 تا 2:30 بخش فارسی،2:30 تا 3:30 نقاشی،3:30 تا 4 پیانو(خودم میبرمش)![]()
پنج شنبه:دلش بخواد تا 12 میره مهد، بازی،دلش بخواد خونه میمونه و ....![]()
جمعه:روز گردش با مامان و بابا و مهمونی و.....![]()
دو روزی هم میشه که مدیریت برج،اعلام کرده، بچه ها از ساعت 6 تا 8:30 عصر ،میتونن برن توی حیاط و بازی کنند،
هستی هم٬ عین این دو روز،رفته و اسکیت و اسکوتر بازی کرده...
یعنی اینکه، خودش وقتش رو پر کرده و ...![]()

پی نوشت 1:امروز ساعت 5 تا 7 عصر٬ با هستی ٬رفتیم بوستان و کمی خرید کردیم،
نزدیک خونه،دایی رضا زنگ زد و گفت که عکس هستی، توی روزنامه ی جام جم امروز(دوشنبه 8 تیر 88)،قسمت چار دیواری،هستش،
منم از همه جا بی خبر، رفتم و روزنامه رو خریدم ،دیدم بله ه ه ه هستی خودمونه،
عکس،عکسیه که خودم تو خونه ازش انداختم و فقط میتونه از وبلاگش برداشته شده باشه،
فقط تعجب کردم، چرا هیچ اشاره ای به اینکه، عکس از کجا برداشته شده و....نشده و حتی برای من کامنت هم نذاشتن که ببینمش؟؟؟؟؟![]()

عکس هستی، توی فهرست![]()

عکس زمستان ۸۷ ٬توی اتاق خودش
،در حال نوشتن زبان![]()

تیتر،نوشتن الفبای موفقیت کودک![]()
پی نوشت 2:فردا صبح،خاله بیتا،باید بره بیمارستان، تا یک عمل کوچولو، انجام بده،
تا ساعت 2 هم انشالا ،میاد خونه،
من و هستی هم، برای سلامتیش و خوب بودن نتیجه ی عمل و .....خیلی دعا میکنیم.
شما هم٬ دعا فراموشتون نشه لطفا![]()
پی نوشت 3:این عکسها رو هم،نیوشا جون
به ایمیلم فرستاده بود،که خیلی قشنگ هستن و کلی ما رو خوشحال کردن
عزیز دلم، ممنونم خیلی خیلی زیاد

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()


اینم ،عکس خانومی برای پاسپورت
خوشگله نه؟؟؟![]()
من هستي هستم، متولد 81/2/16، با اومدنم شيريني زندگي مامان نوشين و بابا محمود رو صد چندان كردم.