
سلام به همه دوستان خوب و مهربونمون،
ممنون از اين همه تبريك و صميميتتون ،
امسال براي هستي خانوم دو تا تولد گرفتيم ،
يكيش دقيقا دوشنبه 16 ارديبهشت ،كه خيلي خودموني بود و مادر جون (كه از دوشنبه تا جمعه خونمون بود)و خاله بيتا و كيارش(عمو ناصر ماموريت بود و كيان خونه مادر بزرگش) اومدن خونمون ،
كه بعد از شام ٬با يک كيك كوچولو و چند تا عكس تموم شد
:




روز جمعه هم ،35 نفر مهمون داشتيم
كه مامان نوشين خونه رو تزيين كرده بود و كلي بزن و برقص و...........
كه البته بايد از خاله بيتا كه مديريت رقص رو به عهده داشت و مجلسمون رو گرم كرد خيلي تشكر كنيم،
خاله بيتا جون دست شما درد نكنه.![]()
همه چيز به خوبي برگزار شد
و اگر چه مامان نوشين آخر شب خيلي خسته و داغون بود
ولي از خوشحالي و شادي من راضي و خشنود بود،
دايي امير مهربون هم ،شب موند و حسابي تا 2:30 نصف شب با مامان و بابا ٬خونه و ظرفا و تزيينات و................مرتب كردند،
هر چند فرداش خواب موند و نتونست دانشگاه بره
و تمام شنبه رو هم خونمون موند،
دايي امير جونم دست شما هم درد نكنه.![]()
هستي خانوم كلي كادوي خوشگل گرفت كه دست همه درد نكنه............![]()
اينم عكساي روز جمعه:![]()

![]()





این بود که من و باباش با هزار زحمت تونستیم این کیک رو سفارش بدیم که مورد پسند همه شد![]()

![]()

دختر مامان در حال فوت کردن شمع

(سر کلاه دعواشون شد)![]()



![]()

![]()


![]()

که خیلی خیلی مقبول افتاد و ...![]()

![]()

![]()

اگه بچه هاتون ندارن حتما باربی حامله بخرید![]()



مامان نوشین دست شما درد نکنه![]()


پي نوشت 1:مامان هنوز خسته و ..............فکر نکنم تا وقتی بزرگ بشم و کمکش کنم دیگه واسم از این تولدهای پر زحمت بگیره ![]()
پی نوشت ۲:بقیه مهمونا هم کادوهای قشنگی دادن که دست همشون درد نکنه(پدر جون عروسک سرامیکی بزرگ٬دایی رضا میکروسکوپ٬خاله بیتا پول٬دایی های مامان یکی بلیز شلوار یکی پیراهن یکی عروسک٬مامان بزرگ مامان پول٬آقا و عزیز یک ربع سکه٬....)


